مشرفين به اسلام

 1- خانم آن سوفى روآلد

2- محمد لگنهاوزن

3- عبدالواحد يحيى (رنه گنون)

4- على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ

5- مراد ويلفريد هوفمن

6- خانم ايوادو ويتراى ميروويچ

7- فلورز

8- خانم والريا پورخووا

9- ادواردو آنيلى (Edoardo Agnelli)

10- لرد هدلى

11- خانم مارگرت ماركوس ( مريم جميله )

12- محمد مارمادوك پيكتال

13- پروفسور خالد بلانكين شيپ

14- آنتونيو دو ژزو (نيمه دوم قرن هفدهم و نيمه اول قرن هيجدهم ميلادى)

15- هانرى كربن Henri Corbin

 

خانم آن سوفى روآلد

خانم آن سوفى روآلد (Anne sofie roald) محقق رشته اديان در دانشگاه لوند سوئد در سال (1982م) به اسلام گرويد. او داراى درجه دكتراى تاريخ اديان است و رساله خويش را در باب جنبشهاى اسلامى در اردن و مالزى، بالاخص جنبش اخوان المسلمين، نوشته است. خانم روآلد اظهار مى‏دارد كه ديدگاه ها و راه ‏حل هاى سنتى، مناسب و پاسخگوى شرايط در اروپاى امروز نمى‏باشد. بنابراين، مؤمنين در پى يافتن پاسخهاى نوين بر مبناى شريعت‏براى مسائل مى‏باشند. وى اشاره مى‏نمايد: در رويارويى ميان اسلام و اروپا، ما به سوى نوعى هضم و جذب فرهنگى پيش مى‏رويم و در طول بيست الى سى سال اخير، نوعى همنوايى و هماهنگى ميان اديان در حال شكل‏گيرى است.

 

 

محمد لگنهاوزن

دكتر محمد (گرى) لگنهاوزن در سال (1953م) در يك خانواده مذهبى (كاتوليك) در شهر نيويورك متولد شد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان كاتوليك گذراند. وى در دانشگاه ايالت نيويورك و پس از آن، در دانشگاه رايس، در رشته فلسفه به تحصيل پرداخت و موفق به اخذ مدرك دكترا شد. او هنگام تدريس در دانشگاه تگزاس جنوبى با دانشجويان مسلمان آشنا شد و بعد از تحقيق درباره اسلام، كه تقريباً سه سال به طول انجاميد، به آيين اسلام و مذهب تشيع گرويد و انجمن دانشجويان مسلمان را در آن دانشگاه تشكيل داد. وى درباره اسلام چنين مى گويد: ببينيد وقتى من به اسلام و تشيع نگاه كردم اين طور نبود كه پاسخ تمامى سؤالاتم را در آنجا پيدا كردم. آن چيزى كه در اسلام بيش‏تر از همه براى من جاذبه داشت، اين بود كه چقدر اين دين از اين نوع سؤالاتى كه من در ذهن داشتم، استقبال مى‏كرد. من به راحتى مى‏توانستم افراد ديگرى را در اين دين بيابم كه با اين مسائل درگير بودند و تحقيقاتشان در راستاى پاسخ به همين سؤالات بود. اين ويژگى يك احساس برادرى در من ايجاد مى‏كرد. من در اسلام با اين مسئله روبرو نشدم كه كسى بگويد اشكال شما اين و جوابش هم اين است. اصلاً اين طور نبود. براى مثال من سؤال مى‏كردم كه از عدالت چه مى‏فهميد؟ بعضى از مسلمانان مى‏گفتند: در روايت داريم كه امام على‏(ع) فرمودند: «عدالت بدان معناست كه هر چيزى در جاى خودش باشد» من سؤال مى‏كردم كه خوب اين جمله يعنى چه؟ اصلاً جاى هر چيز كجاست؟ و.... آنها پاسخ مى‏دادند كه ما هم مى‏خواهيم بفهميم كه اين حديث به چه معنايى است؟ و چه ايده‏اى را مى‏توان از آن استخراج كرد. من فكر كردم كه اين روش تحقيقى خيلى خوبى است. يك نوع چارچوب كلى وجود دارد و محقيقين به دنبال پركردن اين چارچوب هستند. آن چيزى كه براى من در اسلام جاذبه داشت، آن بود كه دعوت به تحقيقات بيش‏تر در تعاليم اين دين وجود داشت و در اين راه جواب آماده و حاضرى از قبل وجود نداشت. در مورد دين مسيحى، تجربه من اين بود كه چنين حالتى وجود نداشت و مسيحيت به سؤال‏ها اصلاً جهت نمى‏داد. آن‏هايى كه سنتى بودند مى‏گفتند كه جواب اين سؤال‏ها داده شده و اين پاسخ‏ها خيلى مشخص و روشن است. اما وقتى كه با بچه‏هاى مسلمان بحث مى‏كردم، مى‏ديدم كه اين‏جا يك جهتى وجود دارد. آنها با بررسى روايات جهت پيدا مى‏كردند و به همين جهت مى‏ديدم كه با بررسى بيش‏تر مسائل به پاسخ‏هاى روشن‏ترى مى‏رسند. 

 

 

عبدالواحد يحيى (رنه گنون)

عبدالواحد يحيى در پانزدهم نوامبر 1886 در شهر بلوئيس فرانسه به دنيا آمد. پدران او كاتوليك و فرانسوى بودند. تحصيلات ابتدايى را نزد خاله خود كه معلم بود گذراند و آموزش متوسطه را نيز در مدرسه اى دينى به انجام رساند در سال 1902 م به عنوان دانشجوى بلاغت شروع به تحصيل كرد. امّا در سال 1903 م تصميم گرفت در رشته فلسفه ادامه تحصيل دهد و در همان سال موفق شد گواهينامه فلسفه و ادبيات را اخذ كند. او به علت بيمارى از رشته رياضى انصراف داده و به تحقيق در نظرات مكتب روح گرايان جديد متمايل شد و توسط يكى از دوستانش با رهبران يك جمعيت سرّى كه با علوم باطنى و پنهان مشغول بودند آشنا شد در سال 1908 م دبير كنگريه فراماسونرى و روح گرايى شد و توسط عالم مالكى و شيخ الازهر در سال 1912 م به اسلام گرديد. سر انجام در هفتم ژانويه 1951 م از دنيا رفت. روز بعد بر اساس وصيت وى در مسجد سيدنا حسين (ع) بر جازه اش نماز خواندند و آنگاه پيكرش را در حومه كوه مقدم در گورستان درّ اسه به خاك سپردند.

 

 

على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ

على وياچسلاو پولوسين سرگييويچ در سال 1956 در روسيه متولد شد در سال 1979 دانشكده فلسفه و در سال 1984 مدرسه روحانى مسكو را به پايان رساند و در موضع (( كليساى ارتدوكس روسيه و دولت در اتحاد شوروى در سال هاى 1991 - 1971)) از تز دكتراى خود دفعا كرد. در سال 1995 از انجام وظايف كشيشى كناره گرفت و در مصاحبه با مجله مسلمانان (شماره 2،3 ماه مه - ژوئن 1999) به طور رسمى خود را مسلمان ناميد : من خود را پيرو قرآن مقدس و پيغمبر محمد (ص) مى دانم. و به غير از خداى واحد و يگانه الله خداى ديگرى وجود ندارد و محمد (ص) فرستاده اوست. در فوريه 1999 از تز ديگر خود در موضوع (( دياليكتيك افسانه و اسطوه شناسى )) دفاع كرد.

 

 

مراد ويلفريد هوفمن

مراد ويلفريد هوفمن در سال 1931 ميلادى در شهر آشافنبورگ آلمان در يك خانواده كاتوليك ديده به جهان گشود و در سال 1980 ميلادى به اسلام گرويد. وى در شهر مونيخ حقوق آلمانى و در كالج يونيون آمريكا و دانشكده حقوق هاروارد حقوق آمريكايى را تحصيل كرد. هوفمن از سال 1983 الى 1987 ميلادي، رئيس اطلاع رسانى ناتو در بروكسل از 1987 الى 1990 سفير آلمان در الجزااير و از سال 1990 تا 1994 سفير آلمان در مغرب بود. هوفمن كه عضو افتخارى شوراى مركزى مسلمانان در آلمان است به همراه همسر ترك خود در استانبول زندگى مى كند.

 

 

خانم ايوادو ويتراى ميروويچ

پدر پروفسور ميروويچ از اشراف زادگان فرانسه و مادر او اصالتاً اسكاتلندى است وى موفق به اخذ ليسانس حقوق و سپس دكتراى ادبيات از دانشگاه سوربن شده و رساله ى دكتراى او در باره (( جلال الدين رومى و روابط روحانيت و شعر در جهان اسلام )) بوده است. ايشان در سال 1963 به اسلام گرويدند و از موقعيت شايسته اى در محافل دانشگاهى فرانسه و به طور كلى در سطح غرب برخوردار بود. آشنايى نزديك جهان اسلام نامبرده از هنگامى است كه ى در فواصل سالهاى 1973 - 1969 به تدريس در دانشگاه الازهر پرداخت و سخنرانى هايى نيز در اغلب كشورهاى عربى از جمله كويت در سال 1971 ايراد نمود. استاد ميروويچ در باره نخستين آشنايى خود با اسلام و مسلمان شدنش از طريق كتاب هاى اقبال لاهورى خصوصا كتاب (( تجديد ساختار تفكر دينى در اسلام )) و تأثير فلسفه ÷س از مدتها جست و جو و ناكامى در اديان مختلف گمشده خود را در اين فلسفه يافتم چرا كه نگرشى شمولى به جهان و بشريت داشت و اين ويژگى فلسفه اقبال و ماهيت جهان شمولى آن است ..... ماهيت اسلام به تدريج برايم به عنوان حقيقت نخستين مجسم گرديد و موجب شد تا پس از سه الى چهار سال فراگيرى زبان فارسي، شناخت اسلامى ام افزيش يابد. از آثار او مى توان كتاب "چهره ديگر اسلام" را نام برد.

 

 

فلورز

اين مرد بزرگ كه دين اسلام و مذهب شيعه را پذيرفته است مى گويد: عاملى كه مرا به ترك دين غربى خودم يعنى ارتدوكس و پذيرفتن يك دين شرقى يعنى اسلام فراخواند، زاييده عواطف و احساسات نبوده بلكه نتيجه مراجعات تفصيلى ، تفكر عميق و اجابت نيايش ها و مطالباتم از جانب خداوند بوده است. من از آن دست جوانانى كه در آرزوها و عوالم خيالات و اوهام زندگى مى كنند نبوده ام بلكه با گذراندن دنيايى از تجربه به سن كهولت رسيده ام و بعد از انتصابم به مقام كشيشى مشاغل مربوط به كليسا را رها كرده و وقتم را به مراجعه بيماران و معالجه ايشان گذراندم و در اين دوره هم فرصتى براى وقوف بر اعمال فرقه ارتودوكس و ساير فرقه ها داشتم كه با كمال تاسف غير از ريا و عقائيد خرافى محض چيزى نديدم . بنابراين، توسعه دين اسلام و صحت طبيعى و واقعى روش مسلمانان اثر نهائى خود را براى تصميم جازم من بر پذيرفتن اين دين گذاشت و من مصمم شدم كه تمام عاداتم به دين مسيحيت غربى را قطع كنم و اكنون تنها هدفى كه در زندگى مرا به خود متوجه كرده است، توفيق يافتن بر خدمت رسانى در راه خداوند يكتا كه مرا به ايمان موفق كرد بوده،و آرزويم سعى وافر در راه اسلام و مسلمانان به كمك الهى است. مرا خدمت گزارى كوچك در راه هدف پاك و بلند برادرى انسان ها در سايه ايمان به خداوند تعالى و در خدمت بشريت و زندگى اجتماعى بودن ، به حساب آوريد . من اينجا اعلام مى كنم كه در اين كارم هيچ اكراهى و يا نفوذى و يا فشار خارجى وجود نداشته و اين تصميم در كمال آزادى و اراده شخصى من بوده است. او قبل از اين كه به اسلام بپيوندد كشيش بوده است و پس از گرويدن به اسلام كتابى نگاشته و به رئيس سازمان شيعه اماميه در لندن جناب سيد مهدى خراسانى ارسال مى دارد .

 

 

خانم والريا پورخووا

خانم والريا پورخووا اسلام شناس و مترجم و مفسر معانى قرآن به زبان روسى است او بيست سال پيش به دين مبين اسلام گرويده است و به نظر كارشناسان بهترين ترجمه قرآن به زبان روسى را ارائه نموده است، همسر وى محمدى عبد الرشيد كه از صاحب نظران علوم دينى و مسائل قرآنى و آشنا به زبان روسى است بر ترجمه وى نظارت داشته است. درباره اهميت اين ترجمه بايد اذعان داشت كه يكى از خلأهاى آشنايى روسى زبانان خصوصا پژوهشگران و انديشمندان با قرآن از ميان رفته و دسترسى مستقيم به قرآن براى آنها فراهم آمده خانم دكتر والريا پروخووا درباره چگونگى انجام اين مهم ميگويد مطالعه قرآن آنچنان مرا شيفته كرد كه تصميم به ترجمه آن به زبان روسى گرفتم وى مبنى بر اين كه در حديث نبوى وارد شده قرآن را بياموزيد و به ديگران تعليم دهيد اضافه كرد يا اين ترجمه خواسته ام كه نداى قرآن را به گوش هموطنان روسى خود برسانم .

 

 

ادواردو آنيلى (Edoardo Agnelli)

ادواردو آنيلى در 6 ژوئن 1954 م در كلينيكى در شهر نيويورك به دنيا آمد پدرش سناتور جيووانى آنيلى مالك گروه كارخانه هاى فيات و مادرش پرنسس مارال از شاهزاده هاى خاندان كارلوچى است . آنيليها يكى از خانوادهاى قديمى ايتاليا محسوب مى شوند و صاحب امتياز كمپانى فيات و باشگاه يوونتوس و دهها شركت ديگر مى باشند . او تحصيلات ابتدايى را در مدرسه سن جوزمى توريتو طى كرد سپس به كالج آتلانتيك در انگلستان رفت و پس از آن تحصيلاتش را در رشته اديان و فلسفه شرق در دانشگاه پرنيستون ايالات متحده ادامه داد و با اخذ درجه دكترا فارغ التحصيل شد. دكتر حسين عبد اللهى فارغ التحصيل پليتكنيك ايتاليا بهترين دوست وى درباره او مى گويد: ادواردو از بيست سالگى اسلام را شناخته بود و به تمامى اديان آشنايى كامل داشت و درباره همه آنها تحقيق و مطالعه كرده بود. و از جمله افرادى بود كه از منبع قدرت وارد اسلام شد و در اين راه از طرف خانواده آنيلى با محروميتها، تهديدها و تحقيرهاى فراوانى مواجه شد. ادواردو شيعه شدنش را اينچنين تعريف مى كرد: من وقتى بيست ساله بودم در نيويورك در كتابخانه قدم ميزدم كه چشمم به قرآن افتاد و شروع به مطالعه كردم و در همان جا احساس كردم كه اين كلمات نورانى است و نميتواند گفته بشر باشد و پس از مطالعه هاى مكرر به آن ايمان آوردم . او پس از شيعه شدن اسم خود را به هشام عزيز تغيير داد. دوستانش مى گويند او چنان با قرآن مأنوس شده بود كه در نيمه هاى شب با يك شمع به مطالعه قرآن مى پرداخت. وى در اواخر عمر خود تمايل شديدى براى آمدن به ايران داشت و معتقد بود با آموختن قرآن و زبان عربى در شهر قم مفاهيم قرآنى را بهتر درك خواهد نمود. جسد بى جان او را در روز پنجشنبه 15 نوامبر 2000 م ساعت 30/10 صبح در بزرگراه تورينو ساوونا زير پل فرانكو رومانو پيدا نمودند و در روستاى ويلار پروزا (Villar Perosa) در مقبره خانوادگى آنيلى به خاك سپرده شد.

 

 

لرد هدلى

يكى از شخصيتهاى برجسته انگليسى است كه اسلام آوردنش مورد توجه تمام محافل علمى و روشنفكر قرار گرفت. مخبر روزنامه ديلى ميل لندن بااو تماس گرفت و علت مسلمان شدنش را ازوى پرسيد. لرد در پاسخ گفت: بيش از هر چيز ابراز دشمنى كيش مسيحى نسبت به ساير مذاهب مسبب تغيير آئين من شده است. شما هرگز از يك نفر مسلمان نمى شنويد كه چيزى را كه مسيحيان در باره اديان ديگر مى گويند، او هم در باره ساير مذاهب بگويد البته ممكن است كه آنها از اينكه ديگران مسلمان نيستند خيلى غمگين باشند. پاكى و سادگى دين اسلام و آلوده نبودن آن به مطالب سرّى و سحرآميز و حقيقت روشن آن سبب شد كه به طرف اسلام بروم. مهربانى و صداقت مسلمانان نيز خيلى بيشتر از چيزهايى است كه در اين باره ميان مسيحيان ديده ام يك نفر مسيحى معمولى ممكن است روز يكشنبه اعمال مذهبى را به عنوان يك عادتِ قابل احترام بجا آورد. اما همين كه يكشنبه تمام شد. مذهب را تا هفته ديگر كنار مى گذارد اما بر عكس مسلمانان هيچ تفاوتى بين يكشنبه و سايرروزهاى نمى گذارند و دائم در فكر اين هستند كه براى خدمت در راه خدا چه كارى انجام دهند.

 

 

خانم مارگرت ماركوس ( مريم جميله )

خانم مارگرت ماركوس تحصيل كرده در دانشگاه نيويورك كه بعد از مسلمان شدنش نام مريم جميله بر خود نهاد مى گويد: در حين تحصيل مريض شدم و مدت دو سال در بيمارستان بسترى شدم، در آنجا بود كه نذر كردم خوب شوم تا زودتر به اسلام و مسلمانان ملحق شوم. بيمارى من به طور غير منتظره بهبودى يافت و پس از مرخصى از بيمارستان در شهر نيويورك در به در به دنبال پيدا كردن مسلمانى به جستجو پرداختم و با شريف ترين افراد مسلمان بر خوردكردم و با كمال افتخار اسلام آوردم. ;

از آثار او مى توان به موارد ذيل اشاره كرد: ; ;

1 ـ نقش اسلام در برابر غرب ;

2 ـ منشور نهضت اسلام ;

3 ـ اسلام و غرض و زريهاى خاورشناسان ;

4 ـ اسلام و مدرنيسم ;

5 ـ اسلام در تئورى و عمل ;

6 ـ اسلام در بارابر اهل كتاب ( يهودى، مسيحى، زرتشتى و صابئين ) در گذشته و حال ;

7 ـ احمد خليل ( شرح حال يك پناهنده عرب فلسطين ) ;

8 ـ اسلام، مورد حمله از خارج و داخل ;

9 ـ تمدن غرب بالذات محكوم است ;

10ـ جاذبه اسلام.

 

 

محمد مارمادوك پيكتال

محمد مارمادوك پيكتال ازنقطه نظرادبى يك مرد معروف وممتاز وداراى آثار گرانبهاى ادبى است وى سال‌هاى متمادى در شرق زندگى كرده ودرجريان كار خود ودرمسير زندگى به خدمت نظام حيدر آباد درآمد، او يك فرد مسلمان دانشمند وروشن فكر است تا چند سال پيش حاكم ايالت مسلمان نشين هندوستان بود . او از جمله مترجمين قرآن به زبان انگليسى است ودر ترجمه سعى نموده الفاظى را كه سزاوار احترام است به كار برد . ترجمه قرآن او يكى از بهترين ترجمه ها محسوب مى شود . اومى گويد : غرض وهدف من در ترجمه قرآن آشنا كردن خوانندگان انگليسى زبان به اين مسئله است كه مسلمانان جهان چه اعتقادى به معناى كلمات قرآن دارند وهمچنين نماياندن طبيعت واهميت قرآن است ، نه به اصطلاح نا زيبا ونا رسا ، بلكه به طريق ايجاز واختصار به طور كلى ووافى تا نيازمندىهاى يك فرد مسلمان انگليسى زبان را كفايت كند .

 

 

پروفسور خالد بلانكين شيپ

پروفسور خالد بلانكين شيپ تا سال (1973م) عضو كليساى پروتستان در آمريكا بود و در اين سال به دين مبين اسلام مشرف شد وى در سال (1983م) فوق ليسانس خود را در رشته تاريخ اسلامى از دانشگاه قاهره دريافت كرد و در سال (1988م) توانست در رشته تاريخ كه يكى از رشته هاى خاورشناسى است از دانشگاه واشنگتن نائل به درجه پرفسورى PH.D شود . او در بخش اديان دانشگاه تمپل آمريكا عضو افتخارى بوده و به همراه پروفسور محمود ايوب كه سمت استادى در آن دانشگاه دارد دپارتمانى را با نام اديان شناسى تأسيس نموده اند كه در زمينه حديث، فقه، تاريخ، سيره پيامبران براى دانشجويان تدريس مىكنند . او درباره اسلام مى گويد: گسترش اسلام بسيار مهم است ، زيرا اسلام دينى است که رستگارى ديگران را نيز مى خواهد .

 

 

آنتونيو دو ژزو (نيمه دوم قرن هفدهم و نيمه اول قرن هيجدهم ميلادى)

نام آنتونيو دو ژزو كشيش ‏پرتغالى‏الاصل وعلاقه‌مند به فرهنگ شرقى، هر چند در زمره مستشرقان رسمى ثبت نشده‏ است، ولى وى شرق‏شناسى بود كه در عين علاقه به مسائل مربوط به شرق، به قصد تبليغ ‏دين مسيح در دوره صفويه به ايران آمد و پس از مدتى به اسلام گرويد و به على قلى ‏جديدالاسلام تغيير نام داد. او كتاب هايى در رد مسيحيت و تورات نوشت و از اعتقادات شيعى ‏دفاع نمود. وى كتاب هدايه الضالين و تقويه المؤمنين را درتبيين اعتقادات شيعى نوشت و در چهار بخش تنظيم كرد: 1ـ رد اصول دين مسيحيت و اثبات اصول اسلام 2ـ رد فروع دين نصارا و اثبات فروع اسلام 3ـ اثبات پيامبرى و خاتميت 4ـ اثبات امامت و مهدويت وى رئيس پيشين دير آگوستين اصفهان بود وزندگانى وى بيشتر در روزگار شاه ‏سلطان حسين صفوى (1105ـ1135هـ.ش) سپرى شد.

 

 

هانرى كربن Henri Corbin

پروفسور هانرى كربن شرق شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپائيانى است كه در طى زندگى خود با حكمت شرقى آشنا شد، و به دنبال مطالعات و تحقيقات چند ساله خود به اسلام و ائمه اطهار(عليهم السلام ) تمايل قلبى و يقين عينى و عقلانى پيدا كرد. وى پس از چندى كه با حكمت اشراق سهروردى آشنا شد توجه ويژه اى به ايران شيعى پيدا نمود چنان كه از غرب و هاديگر و استاد خود لويى ماسينيون دور شد . هانرى كربن در سال 1945 به ايران آمد، او به علت علاقه وافر خود به حكمت و عرفان ايرانى به تأسيس بخش ايرانشناسى فرانسه در مركز انجمن ايران و فرانسه پرداخت، هدف وى از ايجاد چنين مركزى انتقال ميراث عرفانى ايرانى به تمام علاقه مندان در غرب بود، وى در طى سالهايى كه در ايران به سر مى برد با انديشمندان شيعه به بحث و تبادل آراء و نظرات پرداخت و در 1324 هـ ش به دين مبين اسلام گرويده، شيعه اثنى عشرى را پذيرفته و از جمله نجات يافتگان شد.

 

برگرفته از www.al-shia.com