وقتي فرزند شما كوچك بود، هرروز صدها بار به او مي گفتيد كه در نزد شما فردي مهم و انساني ويژه است. شما با خيره شدن در چشمان او و غذا دادن يا بازي با او موقع حمام كردن يا خواندن لالايي موقعي كه او را براي خوابيدن تكان مي داديد، احساس شادي تان را به او منتقل مي كرديد.
حالا كه فرزند شما بزرگ تر و مستقل تر شده است، براي او مشكل است كه بفهمد وجودش تا چه حد براي شما اهميت دارد، زيرا شما كمتر به او اجازه اين كار را مي دهيد. وقتي فرزندتان به سن پيش دبستاني مي رسد، به رغم ميلش كمتر مثل گذشته او را در آغوش مي گيريد يا در سن دبستان كمتر مانند قبل عواطفتان را صريح و بي پرده برايش بيان مي كنيد. براي اين كه چنین مواردی باعث نشود فرزندتان احساس فرديت و يگانگي خود را از دست بدهد، به كارگيري نكات ده گانه زير در هر سني كه فرزندتان قرار دارد، ضروري است:
1- به فرزندتان كمك كنيد كه تشخيص دهد چه چيزي او را از ديگران متمايز مي سازد. ديدگاه والدين بايد به گونه اي باشد كه صفاتي از قبيل صداقت، شجاعت، بصيرت و خلاقيت را در فرزندان تشويق و تجليل نمايد، به جاي اين كه تشويق و تمجيدهايشان فقط شامل جزئياتي گردد كه مثلاً ناشي از20 ثانيه از زندگي روزانه كودك باشد.
2- در تشويق كردن سخاوتمند باشيد، اما هميشه در نظر داشته باشيد كه تشويق هايتان صادقانه باشد. همچنين هنگامي كه فرزندتان را تشويق مي كنيد، سعي كنيد تا جايي كه امكان دارد، دقيق عمل كنيد. مثلاً وقتي نقاشي فرزندتان را نگاه مي كنيد به او بگوييد: "از رنگ هاي خيلي خوبي استفاده كرده اي" يا " تو نگاه خاصی به همه چيز داري ".
فرزندان بيشتر تشويق هايي را مي پذيرند كه منعكس كننده احساسات قلبي شما باشد، نه تشويق هايي را كه سرسري و سرهم بندي شده باشد.
3- با فرزندانتان در مورد چيزهايي كه واقعاً براي آنها مهم است، صحبت كنيد. اگر والدين زماني را براي شنيدن چيزهايي كه فرزندشان مي خواهد به آنها بگويد صرف نمايند، فرزند آنها احساس ارزشمندي خواهد كرد. فرزندان غالباً علاقه دارند در مورد چيزهايي كه براي آنان در مدرسه يا در ارتباط با دوستان اتفاق مي افتد با والدين گفت و گو كنند، پس به آنها اجازه دهيد در هر موردي كه مايل اند با شما صحبت كنند.
4- اخلاق و ويژگي هاي فردي فرزندتان را درك كنيد و به آنها افتخار كنيد. به جاي اين كه بكوشيد يك جغد شب را به يك خروس سحرخيز تبديل كنيد يا يك فرد درونگرا را به كانون شور و شوق و شادي يك مهماني مبدل سازيد، فرزندتان را همان طور كه هست بپذيريد و او را دوست داشته باشيد، همان گونه كه انتظار داريد ديگران شما را آنچنان كه هستيد بپذيرند و دوست داشته باشند.
5- هر روز مدت زماني را به طور انفرادي به فرزند تان اختصاص دهيد. اگر شما بيشتر از يك فرزند داريد، راه هايي پيدا كنيد كه زماني را با هر يك از فرزندانتان به تنهايي سپري كنيد. مثلاً عادت كنيد وقتي براي خريد روزانه بيرون مي رويد يكي از بچه ها را با خودتان ببريد تا بتوانيد مدتي را به تنهايي با يكديگر بگذرانيد. اين تلاش، يعني اختصاص زمان ويژه اي براي هر يك از فرزندان ، كوشش بسيار ارزشمندي است. اختصاص زمان براي يك فرد اين پيام را به منتقل مي كند كه تو انسان ويژه اي هستي.
6- به طور مرتب از فرزندان تجليل و آنها را تشويق نماييد. منتظر دستاوردهاي مهم يا نقاط عطف در زندگي آنها نباشيد. بلكه از همه چيزهاي كوچك، اما سزاوار توجه كه در زندگي روزمره اتفاق مي افتد تجليل و قدرداني كنيد. براي مثال: اولين گلي كه فرزندتان در يك مسابقه فوتبال مي زند، اظهار نظر مثبت معلم در مورد فرزندتان ، عالي تميز كردن اتاق خواب و مانند اين ها.
7- به فرزندتان اجازه دهيد كه بداند شما در همه حال، چه در خوبي و خوشي و چه در موقع ناراحتي در كنار او خواهيد بود و اين كه شما هر كاري را كه بتوانيد انجام خواهيد داد تا به او كمك كنيد از سختي ها و مشقت ها رهايي يابد. به فرزندتان حتي وقتي شرايط خوبي هم ندارد، اعتماد كنيد. يادتان باشد كه وينستون چرچيل هم در كلاس ششم مردود شد.
8- همراه با فرزندتان بخنديد. هيچ چيز مثل تقسيم شادي ها و با يكديگر خنديدن براي تحكيم پيوند ميان والدين و فرزند وجود ندارد. شوخي و مزاح شما با فرزندتان به وی مي گويد كه او جايگاه ويژه اي در قلب شما دارد.
9- بعضي از چيزهايي را كه در گذشته برايتان پيش آمده با فرزندتان در ميان بگذاريد. به او بگوييد كه چه حالي داشتيد وقتي در امتحان تجديد شديد، وقتي كه با بهترين دوستتان دعوا كرديد يا وقتي كه چيز ارزشمندي را گم گرديد. مهمتر از همه اينها، اولين كسي باشيد كه اگر مرتكب اشتباهي شُـديد، آن را بپذيريد، به خصوص اگر اشتباهتان مربوط به فرزندان باشد.
10- علاوه بر تمام موارد بالا، به خاطر داشته باشيد كه ايجاد احساس فرديت و ويژه بودن يكي از مهم ترين وظايف شماست. هيچ كس مثل والدين نمي تواند عزت نفس يك كودك را بسازد.